قهرمان ميرزا عين السلطنه
656
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خيلى زياد است . مثل سال قبل شدت دارد . باران همينطور مىآيد . يا شب باران داريم يا روز . چون امشب سفارت اطريش دعوت داشتيم لابد براى رفتن حمام و تراشيدن ريش خانهء حضرت و الا رفتم . حركت هم براى زكام بهتر از نشستن است . من خود تجربه كردم هروقت سوار شوم يا جزئى تقلا كنم دماغ باز مىشود و بهتر مىشوم . شام سفارت اطريش - طويلهء مخبر الدوله با لباس رسمى ساعت هشت فرنگى دعوت داريم . ساعت دو لباس پوشيده دو و چهل دقيقه بالا در كالسكه نشسته رفتم . خيلى دير دعوت كردهاند . در ساعت سه آنجا رسيديم . عمارت خوبى دارند . دولتى نيست ، كرايه كردهاند . از سفارت بلژيك كمتر جمعيت بود . صدراعظم ديشب از جاجرود آمده و در سفارت فرانسه ديشب بوده ، امشب هم اينجا . كمى گذشته سر شام رفتيم . غذاها همانطور بود . من زيردست حضرت و الا بودم ، صدراعظم مقابل وزيرمختار ، دست راست وزير حضرت و الا ، دست چپ مشير الدوله بود . لباسها باز همانطور مختلف هريك به خيال خود بود . شام خيلى طول كشيد . مگس در اطاق زياد بود . وزيرمختار گفت امشب مگس زياد است . اينها تعارفات جناب مخبر الدوله مىباشند . امشب هم بيش از همه روزه فرستاده . معلوم شد طويلهء مخبر الدوله پشت اين عمارت است . هروقت درهاى اطاق باز مىشود هجوم مىآورند . حقيقت زياد بود . متصل در گيلاسها مىافتاد . تفتهاى گل و گلدانهاى گلزده بسيار بسيار قشنگ سرسبز بود . باغبانهاى آقاى نايب السلطنه « اطريشين » هستند . سليقهء باغبانهاى اطريشى اين « تفت » گل و گلدانها را آنها درست كرده بودند . مثل گلهاى مصنوعى درست شده بود . هيچ كس تميز نداد طبيعى است يا مصنوعى . گلهاى خوب داشت ، بنفشه زياد داشت . اسباب حيرت بود . باغبانهاى فرنگى فقط كارشان گل عمل آوردن نيست بلكه اين قسم سليقهها هم دارند . باغبانهاى ايرانى يك دستهگل بلد نيستند درست كنند و ياد هم نمىگيرند . شيرينيهاى قشنگ قسمت كردند . انگليسى « كركت » مىگويند . بعضيها « ترقه » دارند . يك دسته بنفشه هم برداشتم . حالتم بهتر بود ، اما باز راحت نبودم . بعد از شام خيلى صحبتها شد . امين الملك اصرار داشت سربهسر نظم الدوله بگذارم . حضرت و الا خيلى زود برخاستند . يك ساعت و نيم تقريبا زودتر آمديم . . . وزيرمختار پير است ليكن تا حال زن نگرفته . زن هم سر ميز هيچ نبود . خيلى يواش حرف مىزند . مرد زيرك معقولى است . اينطور آدمها بايد به سفارت جائى فرستاد . فردوسى خوب گفت : فرستاده بايد فرستادهاى * درون پر ز فكر و برون سادهاى دستهء ماشاء الله سهشنبه پنجم جمادى الثانيه - ديشب را هم خانهء حضرت و الا بودم . ماشاء الله رقاص تشريف داشت . مثل آنها خنكى نكرده بود باز داخل كار شده و همه را شكست